خوشبختی های زرده بالا آورده + ام

خرید بک لینک
سردم است ،دلم میخواست بهار باشد و توی بالکن خانه ام چای بنوشم ... از بوی سیگار بیزارم درست به اندازه ی حالی که همین الان دارم ، هوس پیاده روی زده به سرم ، پایین خانه مان یک جاده ایست بی آب و علف ، دور خوشبختی های زرده بالا آورده + ام...

ما را در سایت خوشبختی های زرده بالا آورده + ام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: يکشنبه 4 آبان 1399 ساعت: 19:16

یک مقداری ارایش کنم ، موهایم را شانه کنم از درد و رنجشان بکاهم ، دست بکشم روی لب هایم پماد بمالم رویشان و جای زخم ها را نوازش کنم ، زیر چشم هایم سایه ی قرمز بکشم خواب الودگی را از روحشان جدا کنم خوشبختی های زرده بالا آورده + ام...

ما را در سایت خوشبختی های زرده بالا آورده + ام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: يکشنبه 4 آبان 1399 ساعت: 19:16

پرسیدم همین حالا به چی فکر میکنی؟ جئاب داد هیچ ! هیچِ هیچ ، گردنم تیر میکشید ،پادکستی را گذاشته بودم تا پخش شود توی فضای سرد اتاق ، هایده میخواند ، خانوم هایده دست هایش را برایم تکان میداد : دست  خوشبختی های زرده بالا آورده + ام...

ما را در سایت خوشبختی های زرده بالا آورده + ام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: يکشنبه 4 آبان 1399 ساعت: 19:16

صفحه بندی